دکتر

این هفته دو بار رفتیم دکتر. یک بار به خاطر خون دماغ و قرمز شدنِ گونه هات رفتیم پیشِ دکترِ خودت. برات آزمایش خون نوشت. نمی دونی توی آزمایشگاه وقتی داشتن خون میگرفتن چجوری گریه میکردی و دل میزدی. خانمی که داشت خون میگرفت دلش سوخت. ولی خوشبختانه هیچی نبود و گفتن باید بینیِ کوچولوت رو چرب کنم.

از دیروز عصر هم پاهات سوخته. نمی دونم داری دندون در میاری یا دلیلِ دیگه ای داره. انقدر می سوخت که تو فقط گریه میکردی و میگفتی پوشکت رو در بیاریم. دیشب رو بدون پوشک خوابیدی. تا صبح هی دست میزدم ببینم جیش کردی یا نه. ولی خیلی جالبه که جیش نکردی. ولی صبح که بیدار شدی دو بار پشتِ سر هم جیش کردی. تا جیش میکردی ناراحت میشدی و میگفتی شبار(شلوار) دَر...کثیب شد. امروز هم بردمت دکتر پوست. گفت چیزی نیست و یه پمادِ سوختگیِ خارجی نوشت. چقدر هم گرون شده جنس های خارجی. فعلا که پماد زدم و خوابیدی تا ببینم فردا بهتر میشی یا نه. قربونت بشم. هیچ وقت مریض نشو جوجوی مامان

/ 7 نظر / 9 بازدید
مامان گلی

عزیزم تومریض میشی من می میرم قربون اون میسوزه گفتنت بشم که هی دیشب میگفتی بشور آب بریز میسوزه [قلب][بغل][بغل]

یسنا

آخییییییییییی بگردم الهی که پاهای کوچولوت میسوزه![ناراحت] ایشالا زود زود خوب بشی خوشگلمممممم[ماچ]

ونوشهههههههههههههههههههههههه

[گریه][گریه][گریه][گریه]فداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت مامانش اینا همه مراحل رشده هااااااااااااااااااااااااااااااااا عمو دوننننننننننننننننننننننننن[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]زود خوب شووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو[قلب][قلب][قلب][قلب]

تکتم

سوختگی بی دلیل همیشه دندونه. آوین ایندفعه 4تا کرسی باهم درآورد. پدرم دراومد. سینه اش خراب شد. بزرگترها میگن آب دندون ریخته به سینه اش!

بهناز

[ناراحت] آخیییی خداروشکر که خوبه

مامان یاسمین زهرا

[ناراحت] بمیرم برات خاله

یسنا

خدا ازشون راضی باشه! خارجیا رو میگم![نیشخند]