شیرین زبونِ مامان

- رفته بودیم پارک، هی به من می گفت بغلم کن. منم گوش نمی کردم. یهو اومد جلومو و دستاش رو باز کرد گفت: بغلم کن دیگه. ای بابا اعصابمو خورد کردی!

- شب میخواستیم بخوابیم. صدای گریه یه بچه از بیرون اومد. از من می پرسه نی نی کجا خوابیده. میگم روی تختش. میگه نه پیش مامانش خوابیده. میگم نه نی نی بزرگ شده باید روی تختش بخوابه. میگه: نهههه نی نی بااااید پیش مامانش بخوابه و منو محکم بغل میکنه.

- سروش افتاده بود و پاش ضربه خورده بود. نمی تونست راه بره. کیمیا گفت چی شده. گفتم پاش زخمی شده. رفت پای باباشو بوس کنه. یهو مکث کرد گفت کدوم پاشو بوس کنم؟! فردا صبح که از خواب بیدار شد دید سروش داره راه میره میگه پای بابا رو بوس کردم خوب شد؟

- می خواستیم بریم بیرون. به سروش گفتم بچه رو بزاریم پیش مامانم؟ (اینجوری گفتم که نفهمه منظورمون کیمیا است) یهو با یه حالتی گفت نه بچه رو نزارین.

- یاسمین زهرا و محمد که اومده بودن مشهد برای کیمیا یه پیراهن و تاپ شلوارک خوشگل خریده بودن. شبی که رفتیم دیدنشون و اینا رو دادن، کیمیا وقتی اومدیم خونه پیراهن رو پوشید و تاپ و شلوارک رو بغل کرد خوابید. هر شب باید یه چیزی بغلش کنه بخوابه. صبح هم که بیدار میشه اولین کاری که می کنه چک می کنه ببینه لباسش هست یا نه.

- توی دستشویی میخواست آب بخوره. گفتم این آب کثیفه، میکروب داره مریض میشی. شب که میخواست بخوابه گفت مامان آب میخوام. آب دستشویی رو نباید بخورم. میکروب میره تو دهنم. آب تمیز میخوام. آب خونه میخوام

- همیشه برای خوابیدن بهانه گیری می کنه. میگه مامان نخواب. دراز نکشی ها. مامان خسته نیستی؟ بشین پیشم و... یه بار از پارک که برگشتیم انقدر خسته بود گفت مامان خوابم میاد. بریم بخوابیم. چشمهاتو ببند!

- از شمال که داشتیم می رفتیم تهران از جاده فیروز کوه رفتیم. توی مسیر کلی تونل بود. کیمیا هم عاشق تونل شده بود. هی ذوق می کرد می گفت چه تونل بزرگیه. چه خوشگله.

- برای عروسکاش اسم گذاشته بود. می گفت یکی اَبرارا یکی اَنارا (کلا از این اسم های عجیب زیاد از خودش در میاره) بعد می گفت دخترمه. بخواب دخترم. اذیت نکن دیگه.  بتو بندازم روت.به منم می گفت ساکت باش.

- یه بار هم عروسکش رو ناز می کرد می گفت: هههههی( تعجب و ناراحتی) چی شده عزیزم؟ بمیرم برات. سرت چی شده؟

- رفته بودیم عروسی با هم رفتیم توی اتاق عقد. به یکی از پرسنل باغ میگه من میخوام عروس بشم. گل بگیرم دستم. تور بزنم. برقصم.

و...

قربونِ تو بشم قشنگه مامان. نفسِ منی. عشقمی. همه ی زندگیِ منی.قلبماچ

/ 7 نظر / 8 بازدید
مامان یاسمین زهرا

فدا فدا.عکست کو کپلی[متفکر]

مامان گلی

هوش بچم به مامان گلیش رفته [نیشخند] به اینترنت ازکجا پیداکردی[نیشخند][ابرو]

فریبا

ای جان! خب بچه رو نذارید دیگه[نگران]

مامان گلی

اُه اُه حوصله ام سررفت[سبز][عصبانی]

مامان گلی

ادم اینقدر تنبل وبیخیال نوبره والله[ناراحت]

مامان سام

سلام.ماشالله به این دختر.من همیشه از وب مامان گلی ماجراهاش و دنبال مییکنم و خوشحالم که افتخار آشنایی با شما رو هم دارم .میدونم بچگی کردن ها شو دوست داری ولی همیشه دعا کن زودتر بزرگ بشه خانوم بشه....عروس بشه نه که بگی تو رو خدا بزرگ نشو[تعجب] امیدوارگ زیر سایه پدر. ومادرش. صد و بیست ساله بشه خدا همه بچه ها رو حفظ کنه آمین دوست داشتین به وب پسر منم سر بزنین.خوشحال میشم