لحظاتی که نمیشه ثبت کرد

- وقتی میرم برای دخترم کفش بخرم و طاقت نداره به مغازه برسیم و بعد هم که می رسیم اولین کفشی که می پوشه با همون یه لنگه ای که پوشیده شروع می کنه به راه رفتن و میگه بریم همین خوبه و بعد از خرید کفش کلییییییییی پیاده راه میره به ذوق کفش جدید

- وقتی میاد خونه و بدو بدو لباس هاش رو در میاره و میره جوراب شلواری که تازه براش خریدم می پوشه و میاد توی آشپزخونه با یه برقِ خوشگل تو چشماش بهم نگاه می کنه و منتظرِ ابراز احساساتِ منِ، منم محکم بغلش می کنم و قربون صدقه ش میرم

- وقتی صبحِ زود به خاطرِ جشنی که توی مهد دارن راحت از خواب بیدار میشه و با ذوق حاضر میشه میره مهد کودک

و...

خیلی لحظات هست که من خیلییییی ازشون لذت می برم ولی قابل ثبت با دوربین و چیزهای دیگه نیست و فقط باید توی قلبم ثبت بشن.

/ 8 نظر / 36 بازدید
مامان یاسمین زهرا

[قلب]خدا نگه داره برات فرشتتو

دختر آسموني

واقعا كه بچه ها دنياشون قشنگه چون خودشون پاك و معصوم هستن.

دختر آسموني

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایت رنگارنگ سال نو مبارک . . .

جیران

عزییییزم[قلب] قربون کارای شیرینت بشم من[ماچ][بغل]

اعظم مامان آوین

کاش میشد ثانیه به ثانیه ثبت کرد . ماشالا به شیرین دختر گل. سال خوبی براتون آرزومندم . از مامان گلی شنیدم میرین مسافرت .سفر به سلامت .[قلب][ماچ]

مامان گلی

خییییییییییییییییییییییییییییلی نامردی[گریه][خمیازه][تماس]

فریبا

این لحظه ها رو فقط میشه زندگی کرد[رویا]

کیانا

مادر شدن هم دنیایی داره عزیزم ....