حسِ عجیب

تموم شد. تو دیگه به شیرِ من نیازی نداری. یعنی بزرگ شدی؟ آره، خیلی هم بزرگ شدی. توی این 3روز خیلیییییی بزرگ شدی. خانم شدی. فهمیده تر شدی. نمی دونم تاثیرِ از شیر گرفتنِ؟

حسِ عجیبی دارم. هم خوشحالم که خیلی راحت و سریع، بدونِ اینکه اذیت بشیم این مرحله رو پشتِ سر گذاشتیم. هم ناراحتم چون احساس میکنم دیگه به من نیاز نداری. نه اینکه نیاز نداشته باشی، ولی اون چیزی که حسابِ من رو از بقیه جدا میکرد شاید همین شیر دادن به تو بود. همیشه خوشحال بودم که هر چقدر بقیه بهت محبت کنن بازم من یه چیزی بهت میدم که بقیه نمی تونن بدن. همیشه وقتی بعد از چند ساعت می دیدمت اولین کاری که میکردم این بود که بهت شیر بدم. توی این چند روز بعضی وقتها بی اختیار میخواستم بغلت کنم و بهت شیر بدم ولی یهو یادم میومد نمیشه. چند بار گفتم ولش کن بزار دوباره بهش بدم بعدا وقت هست اینکار رو بکنم ولی مقاومت کردم. ولی حالا همه چیز تموم شد. امروز حتی یک بار هم از من شیر نخواستی. چقدر این چند روز یادِ اولین باری که بهت شیر دادم افتادم. یادِ تمام وقت هایی که از شیر خوردن های زیادِت خسته شدم و غر زدم. یادِ تمام شب هایی که بیدار موندم و شیر خوردنت رو نگاه کردم و... نمی دونم چرا بعض کردم. شاید یه مرحله از مادر بودنم تموم شده باشه، شاید تو بزرگ تر شده باشی، ولی همیشه برای من دختر کوچولومی. دوستت دارم عشقم

کیمیای تازه متولد شده

کیمیای 21 ماه و اندی روز (چند روز قبل از شیر گرفتن)

/ 9 نظر / 28 بازدید
اعظم مامان آوین

ای جااااااااااااااااانم به این کوپولوی ناز .بزرگ شدنت مبارک عروسک خوشگلم .[ماچ][ماچ]

مرجان

آخی عزیزم [ماچ][گل]

یسنا

احسنت به این مادر و دختر قهرمان![ماچ][ماچ] خدا رو شکر که هیچ کدومتون اذیت نشدین![قلب] انگار یه جورایی منتظر بودم بعد از انجام عملیات از این حسات بگی! حسایی که تو مدت با کیمیا تجربه کردی قطعا وصف ناپذیره عزیزم! راستی! تو اون عکس اولیه من اولش فکر کردم عکس عروسک کیمیا رو گذاشتی! بس که این دخترت عروسکه[ماچ] چقدر هم تو عکس دومی جیگر افتاده... لابد این عکس بعد حموم رفتنشه![نیشخند]

مامان یاسمین زهرا

خیلی سخته منم فکر میکنم من به شیر دادن یاسمین وابسته ترم از الان برا 5 ماهه دیگه غصه دارم.[ناراحت]

محيا كوچولو

آخي ديگه بهت شير نميدن؟! ولي خوب بقول ماماني خانم ميشي بزرگ ميشي كيميا عسلي [ماچ]

محيا كوچولو

الهي صدتا يلدا زنده باشيد هميشه خرم و پاينده باشيد شب يلدايتان بادا مبارك الهي لحظه اي با غم نباشيد[گل]

مامان گلی

بچه ها اینقدر تجربه های جدید برای مادرها ثبت میکنند که هیچوقت مادرشدن مادرها تموم نمیشه .امیدوارم تمامراحل وظیفه مادری را باموفقیت وباشادی سلامت پشت سر بزاری وتجربه های شیرینی را به ثبت برسونی. [ماچ][بغل][قلب]

خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول

وای خدا این عروسک تپلی رو ببین ماشااله[ماچ][قلب] خداروشکر که این مرحله مهم رو بدون مشکلی پشت سر گذاشتین. مطمئن باش زمین و زمان هم بهم بیاد هیچ کس و هیچ چیز برای کیمیاجون مامان میترا نمیشه، حتی اگه دیگه از شیره وجودت هم نخوره[ماچ][قلب]

بهناز

آقا کامنت من کوششششش