لبخند

فکرش را نمیکردم یک روز از دیدنِ خوابِ پدر و دختر، سرشار از شادی شوم و خنده ای بی پایان روی لبهایم بنشیند. چقدر شبیه هم خوابیده اند.

/ 5 نظر / 17 بازدید
یسنا

عاااااااشق این احساسات زلالتم میترا جووووون![ماچ]

مامان کیانا

از دیدن عکسا وخوندن کارای دخملی کیف کردم وحسابی خندیدم....همه این دخملا مثل هم هستن....بازیگوش وبامزه....کاراش مثل کیاناست...زنده باشه الهی....

بهناز

جون ؟ ما که عکسی نمی بینیم .

مامان یاسمین زهرا

اخی نازییییییییی.همیشه بخندین