آغاز پروژه

دخترک از ساعت 12 ظهر 92/03/06 پوشک نبسته. البته پروژه رو مامان گلی شروع کرده و اینبار من ادامه دادم. گفتم هر جور شده باید این دفعه تمومش کنم. روز اول که کلا راه نمی رفت. عادت نداشت بدون پوشک راه بره. روی مبل نشسته بود و هی به من می گفت مامان دفترم رو بده. مامان جایزه ام (دایی مسعود براش اسمارتیز آورده بهش میگم اینا جایزه است)بده و...

روز اول و دوم وقتی جیش داشت نمی گفت. فقط می گفت آی آی و بلافاصله کارش رو توی شرتش می کرد. ولی دیروز از ظهر وقتی احساس می کرد دستشویی داره می گفت آی آی ولی خودش رو تا جایی که می تونست نگه می داشت. البته بعضی وقتها یه قطره میومد و بقیه اش رو نگه می داشت. ولی وقتی می رفتیم توالت باز هم سعی می کرد خودش رو نگه داره. نمی دونم می ترسید یا دلیل دیگه ای داشت. البته توی دستشویی با تشویق های من که ببین چه خوشگل میاد بیرون و بره توی چاه و ... بعد از پنج شش دقیقه در چند مرحله کارش رو می کرد.

امروز صبح که اومدم ببرمش خونه ی مامانم، بیدار شد. الان مامان زنگ زد گفت دخترمون باز هم گفته آی آی می سوزه و خودش رو نگه داشته و رفته توی دستشویی جیش کرده. قربونش بشم. دیشب هم توی خواب جیش نکرده.

در همین راستا کلی جایزه خوشمزه ی مورد علاقه دخترک تهیه شد. به همراه یه دفتر نقاشی و مداد رنگی. و این جوایز ادامه دارد.

توضیح: حالا که داری بزرگ میشی، دلم می خواد برگردی به اون روزهای نوزادی. به اون وقتهایی که خیلی کوچولو بودی. چرا اینجوریه؟ نمی خوام بزرگ شی دخترم

اضافه شد: کیمیا روز اول با گریه می گفت میخوام پوشک ببندم، نمی خوام بزرگ بشم. ولی دیروز که رفته بودیم بیرون با افتخار به دوستم می گفت من دیگه پوشک نمی کنم. بزرگ شدم. خانم شدم. قلب

/ 9 نظر / 5 بازدید
مامان گلی

منم باکیمیا توی دستشویی همکاری میکنم منم جایزه میخوام[قهقهه][خنده][شیطان] دخترم امروز اصلاً توی شلوارش جیش نکرد همش بامن همکاری ورفتینم توی دستشویی وکلی اب بازی کردیم تاجیش جیش اجازه دادیم بریزه یوی سنگ دستشویی من حاضرم برای راراحتی دخترم هرکاری انجام بدم فقط باتشویش نه بازور که خاطره خوبی براش بمونه .[قلب][قلب]

مامان یاسمین زهرا

من فکر کنم این پروژه سخت تر از از شیر گرفتنه!باید قید خونه زندگی رو بزنیم حسابی[سبز]

مامان کیانا

سلامممممممممممممممم دوستای خوب ما...چقدر دلمون تنگ شده بود براتون...بالاخره اومدیم...امیدوارم مارو از یاد نبرده باشین....راستی پروژه مبارک....خیلی خیلی پروژه مهم وبزرگیه...اینم دوتا ماچ گنده برای نقش اصلی پروژه....[ماچ][ماچ]

فریبا

آفرین به دختر خانم زرنگ ما.. [دست]

فریبا

خب اشکال نداره این نی نی بزرگ میشه یه نی نی ِ دیگه میاد[نیشخند]

مامان گلی

ازبس ذوق جیش گفتن دخترم داشتم چقدر غلط داشتم .تشویق نوشتم تشویش 1..دخترم خونه منو جیشی نمیکنه میدونه مامان گلیش پاهاش درد میکنه نمیتونه وسایل خونه رابشوره 2..دخترم خیلی عاقلِ چون برای شیرگرفتن مامان میترا رااذیت نکرد برای جیش گرفتن هم مامان میترا را اذیت نمی کنه اصلاًاین اخلاقش به ............رفته برای هیچ کاری کسی را اذیت نمیکنه[سوال] 3..توی خونه هایی که جیش میکنه خودشون مشکل دارن که تنبلی میکنند بادخترم همکاری نمیکنند[نیشخند][زبان] 4.. اهای خانم وقتی میرهی بیرون اگر خواست جیش بکنه حتماًبادستمال مرطوب تمیزش کن بعدش تا رسیدی خونه بشوریش بچه م مریض نشه ها ..گفته باشم به لهجه خاله حدیثه بخونش[خنده]

مامان یاسمین زهرا

توی دستشویی خودتون میبریدش یا توی لگن؟؟؟

یاس

ای جونم .عزیز دلم.منم گاهی وقتها خیلی دلم میگیره.هم خوشحال میشم و هم گریه ام میگیره. ما مامانا هم عجیب و غریبیما[ناراحت]

من؟!

سوزش برا چی هست؟ عفونت ادراری داره ؟!