سفر

بعد از قرن ها اومدم که بگم داریم امشب میریم مسافرت. یه مسافرت یهویی با هزار بار کنسل شدن، بالا پایین شدن، تغییر مسیر و... امشب میریم شمال و بعد هم تهران. با اینکه اولش اصلا راضی نبودم برم ولی الان حس خوبی دارم. امیدوارم به همه امون خوش بگذره. برای اولین بار تقریبا سه تایی تنها داریم میریم مسافرت (البته اگه خاله حدیثه رو فاکتور بگیریم نیشخند) دیروز به کیمیا گفتم فردا شب میخوایم بریم دریا. بریم ماسه بازی کنی. آب بازی کنی. از اون سطل ها برات میگیرم که ماسه بریزی توش. بعدش هر کسی رو دید گفت اِشَب می خوایم بریم دَیاااا. احساس می کنم از همه بیشتر به کیمیا خوش بگذره. خلاصه ما راهی شدیم. سوغاتی خواستین خبر بدین.

* دو هفته است که خیلی با دخترک بد رفتاری میکنم. همه اش دعواش می کنم. می ترسونمش. تهدیدش می کنم. وقتی اینجوری می کنم از خودم بدم میاد. حالا فکر نکین دعوا و تهدید و ... خیلی وحشتناکه ها! نه. مثلا میگم اگه پی پی نکنی مریض میشی میریم پیش آقای دکتر. یا مثلا بیسکوئیت میریزه روی زمین و با پاهاش له میکنه و با دستش پخش میکنه. منم داد می زنم سرش که جمع کنه و... چیکار کنم که هم حرفم رو گوش بده هم با تهدید و ترسوندن و دعوا این اتفاق نیفته؟

/ 7 نظر / 16 بازدید
مامان یاسمین زهرا

خوش بگذره حسابی.اگه راه حلی داشتید ما رو هم در جریان بذارید

مامان گلی

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

اعظم مامان آوین

ای جونم کیمیا رفته سفررررررررررر .؟؟؟؟؟؟؟؟ سفر سلامت عزیزم خوش بگذره .

فریبا

سوغاتی نمی خوایم!! خودتونو می خوایم! بیاین ببینیمتون[بغل][بغل][بغل]

یسنا

سفرتون بخیر![ماچ][بغل][ماچ][بغل] جای ما رو هم کنار دیااااا خالی کنین![قلب]

مامان گلی

فریباجون خیلی دلت خوش نکن مامان میترا وازاینکارا [تعجب] دیدارهای مشهد من یادآوری میکنم اینقدر پیله میکنم تا یادش نره کلاً دخترما توی باغ نیست [نیشخند][خنده][خنثی]

فریبا

بعله دیگه! حواست به ما نیس دیگه[قهر] اصلا مامان گلی راست میگه! اصلا تو باغ نیستی!!!!!!!!!!!!!![افسوس]