بیست و هفت ماهگی

چند روز پیش داشتم فکر می کردم واااااااای 3 ماه از دو ساله شدنت هم گذشت و تا چشم بهم بزنم 3 ساله شدی دخترم.برای هزارمین بار میگم، بزرگ نشو. خواهش می کنم.

وقتی میگم سرم درد می کنه یا پام درد می کنه میاد منو بوس می کنه و میگه خودتو بوس کردم خوب شدی.

سروش داشت تافت میزد به موهاش، کیمیا میگه نترس مامان، بابا داره پیس پیس می کنه.

ظهر و شب موقع خواب همه اش میگه نمی خوام بخوابم. میخوام بیدار باشم.

وقتی گریه میکنه میگه اشکهامو پاک کن مامان گریه کردم. و تا کامل پاک نشه ول کن نیست.

یه لباس رو اگه نخواد بپوشه میگه لباسم رو عوض کن مامان. بهش میگم نه همین خوبه.میگه آخه مامان این پیرهن خیلی اذیتم می کنه.

از هواپیما می ترسه و هر وقت صداش میاد میگه هواپیما گنده بود. هواپیما منو خیلی می ترسونه.

براش کفش خریدم همون جا کفش های قبلی اش رو درآورد و جدید ها رو پوشید. اولش ذوق داشت که خودش با کفش های جدید راه بره. بعد از اینکه براش عادی شد گفت مامان بغل. گفتم نه مامان جون خودت راه برو. گفت آخه با این کفشها پام درد میگیره!

و هزاران حرف قشنگ دیگه که یادم نمی مونه.

عاشقتم دخترکِ بی پوشکم.ماچ

 اضافه شد: دیروز سطل آشغال توالت رو می خواستم خالی کنم. اینبار با همیشه فرق داشت. هیچ پوشکی از دخترک توش نبود. دلم گرفت ناراحت

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یسنا

عزززززززززیزم... بزرگ شدههههه... خانوم شدههههه[بغل][ماچ][بغل][ماچ][بغل]

ونوشه و عمووووووو

ای جان شیطون بلا از هواپیما ترسیده خیلی گنده بوده کیمیااااااااااا حالا برعکس تو دوقلوهارو میزارم رو دستم میگم شما هواپیما هستیددددددددد بعد میچرخم اونا هم دستاشونو باز میکنن حسابی کیف میکنن[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] پوشک دیگه تموممممممممممممممممممم[نیشخند]

مامان گلی

اینها نشانه رشدو تکامل دخترت برو خوشحال باش یک روزهم میای کمد خونت را جابجا کنی میبینی هیچ یک ازوسایل دخترت دیگر توی کمدش نیست انجاست که دلت حسابی ابری میشه چشمات اشک باران میشه یک روز میبنی دختر اینقدر بزرگ شده که دیگر نمی شناسیش نه فکرش مثل توی/ نه رفتارو گفتارش مثل توی/ نه نگاهش مثل توی/ اصلا دیگرحتی نمی شناسیش /آنجاست که دیگر همه برایت تمام میشه انشالله در دلت / یاد دخترت / مهردخترت / عشق دخترت /خاطرات خوب ویاحتی بد دخترت / خالی نباشه .همیشه بایادآوریشون لبت خندان ودلت شاد باشه[قلب]

یسنا

میترااااا... عزیز دلمممم... به جای ناراحت بودن سعی کن از تک تک لحظه های بزرگ شدنش لذذذذت ببری![بغل]

فریبا

ای جان! چقدر زود بزرگ میشن... ماشالا چقدرم خوش سر و زبون شده! خوش به حالت که سطل دستشویی خالی می مونه! اینکه غصه نداره[ابرو]

مامان یاسمین زهرا

وایییییییی تا حالا فکر نمیکردم از ژوشک گرفتن هم غصه داشته باشه[افسوس]

مامان محمد گلی

عزیزم چه زود بزرگ شدی 27 ماهگیت مبارک.آفرین به خانم خانمهای عاقل که دیگه پوشک استفاده نمیکنه.

کیانا

ب

سمیرا مامی سایان

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]آخی من قلبون اون حرف زدنت بشم شیرین زبون دوست داشتنییییی ههههههه میترا جون چرا دلت بگیره؟؟؟؟[متفکر]

یاس

عزیزم تبریک.چرا ناراحتی حالا.خوشحال باش[چشمک]