23 ماهگی

دخترک 23 ماهه ی من... این ماه برای تو با تمام ماه های زندگی ات فرق داشت. آخه هر روز چند ساعتی مامان رو نمی بینی. با اینکه توی اون چند ساعت دختر خیلی خوبی هستی ولی سرِکار رفتن من حتما روی تو تاثیر میزاره. تاثیرات مثبت و منفی، که من امیدوارم مثبت هاش بیشتر باشه.

23ماهه ی من هر روز عاقل تر، شیرین تر و کامل تر میشه. خیلی چیزها رو میفهمه. خیلی خوب میدونه کی چه حرفی بزنه و چه رفتاری بکنه. همچنان نسبت به همسن و سالهاش شیطون ترِ. مثل همیشه خوراکش خوبه. خیلی اهل تنها بازی کردن نیست و دوست داره بازی های پرتحرک بکنه. دلبری کردن رو خیلیییییی خوب یاد گرفته و هر جا لازم باشه به بهترین شکل دلبری میکنه. عاشقِ مامان بزرگ ها و بابا بزرگ ها و دایی هاشِ.خونه اشون که بریم مکافاتی داریم برای برگشت. هی میگی همین جا می مونم. برای هر چیزی نظر میده. اینجا نریم، این کار رو نکنیم. این آهنگ رو دوست دارم. این شلوار رو می پوشم و... اگه چیزی بابِ میلش نباشه هم اعتراض می کنه. وقتی از خواب بیدار میشه دوست داره ماساژش بدیم. وقتی میخواد بخوابه اول من رو می خوابونه بعد خودش می خوابه. یهو بیدار میشم می بینم دخترک چند ساعتِ خوابش برده.

و اینکه... فقط یک ماه مونده تا تولدت. امسال چون سر کار میرم یه کم کارهام رو زودتر انجام میدم که به مشکل نخورم. تولدت چهارشنبه است ولی من پنج شنبه رو مرخصی میگرم و تولدت رو چشن می گیریم. این یک سال برای من خیلیییییییییی زود گذشت. پارسال باورم نمی شد یک سال از به دنیا اومدنت گذشته و تو یک ساله شدی ولی امسال حس و حالم فرق داره. انگار با سرعت بزرگ شدنت کنار اومدم. فقط دلم یه کم میگیره. آخه دوست ندارم زود بزرگ بشی. می خوام خوووووووب بچه گی کنی. می خوام خوب بچه گی کنم با تو. نمی خوام این لحظات زود تموم بشه و خاطراتِ کمرنگ برام بمونه. هر چند می دونم هر سنی شیرینی های خودش رو داره. کاریش نمیشه کرد، بالاخره چه من بخوام چه نخوام بزرگ میشی خوشگلِ مامان. دوستت دارم.

/ 11 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یسنا

این عمق نگاهش منو کشتههههههههههه![ماچ][بغل][ماچ]

ونوشه و عمو دون دون

وای وای وای کیمیای من کوش//وای وای وای میرم از هوش//[نیشخند] تبریکککککککککککککککککککککککک میگمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم این 23ماه خدای ما هم نمیدونیم که چطوری گذشت این مدت اشنایمون برای ما تقریبا از هفت ماهگیت شروع شده تا الان انشالله که تا مدت زیادی هم بتونیم تو رو وخانوادتو ببنیم[گل] میگم دخملی نانازی این ژشت خیلی بهت میاداااااااااااااایه بوس بده عمو دون ببینمممممممممممممممم[ماچ][ماچ][ماچ] پس یک ماه دیگه تقریبا تتلد داریمممممممممم[قلب][قلب]

مرجان

تولد بی ما! نامردا [ناراحت]

مامان یاسمین زهرا

عزیزم چقدر احساسات مادرانمون شبیه همه.منم دلم میگیره ولی چیکار میشه کرد؟ماشاا... هم حسابی تپلی شده هم حسابی خوشگل.مبارکه گلم

مامان دانیال

سلام ماشالا چه دختر ناز و دوست داشتنی دارید خدا حفظش کنه به ما هم سر بزنید اکه با تبادل لینک موافقید خبر بدید[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان گلی

ببخشید این خوشگل خانم را میشناسید .شماره ای ازش دارید لطف کنید مامان میترا ازوقتی رفتی سرکارخیلی بزرگترشدی نوع نوشتن فرق کرده برای همه ما یک اتفاق مثبت بوده زندگیمون بابرنامه شده عاشقتر ازقبلم [قلب][قلب][ماچ][ماچ]

مرجان

فکر نکنم بیایم [ناراحت]

بهناز

این که واسه هرجیزی نظر میده خیلیخ وبه . من الان 23 سالمه مامانم هنوز منو آدم حساب نمی کنه تو خونه !

مرجان

محمد دیگه،مامان اینا.من که دوست دارم

سمیرا مامی سایان

[ماچ][ماچ]23 ماهگیت مبارک عروسک کوچولوی نانازی[ماچ][ماچ][گل]