یلدا

این کیمیای پارسال که 9ماهه بود

اینم امسال. به محضِ اینکه وارد خونه خاله شدیم رفت این ظرفِ کشمش رو پیدا کرد و شروع کرد به خوردن

بعد هم تا تنقلات رو گذاشتن اول یه شیرینی برداشت بعد هم رفت سراغِ هندونه ها و چون وسیله ای برای خوردن پیدا نکرد با دست حمله کرد به جونِ هندونه ها!

اینجا هم رفته از توی ظرف داره انار میخوره

ماشاالله انقدر امشب هله هوله و آجیل و میوه و شکلات خوردی که وقتی دایی مسعود اومد و میخواست بهت شکلات و موز بده قبول نکردی و ما فهمیدیم خیلیییییییییییی خوردی. قربونت بشم.

یه خبرِ خوب هم امشب شنیدیم که همه مون خوشحال و متعجب شدیم. یه نی نی داره بهمون اضافه میشه. امیدوارم به سلامتی به دنیا بیاد.

/ 10 نظر / 17 بازدید
مامان گلی

من امشب کنارت نبودم .وقتی هم به شماپیوستم اینقدر خسته بودم که داشتم بیهوش می شدم اصلا متوجه خیلی چیزها نمیشدم.فقط بخاطر اینکه خاله ناراحت نشه .چون درهرشرایطی هرسال ما میریم آنجا وخاله هم سنگ تمام میزاره.

مامان گلی

ملحفه راداشته باش ازپارسال پای ثابت شب چله است[خنده]

یسنا

ای جونممممممممم که اینقدر خورده بود که دیگه خودش دست رد به خوراکیها میزد! [نیشخند][ماچ]

یسنا

عاشق این مقایسه عکسهای پارسال و امسالتم میترا جون![قلب]

مرجان

به سلامتی ان شاالله،همیشه شاد باشید[ماچ]

مامان یاسمین زهرا

همیشه دور هم باشید و شاد.یلداتون مبارک[گل]

عمو دون و ونوشه جون

وای سلام عزیز ترینم یلدات مبارک خومزه خانوم...دقیقا این عکس نه ماهگیت یادمه با بهناز نشستیم چقد ذوق عکستو کردیم.فدات بشم عمو جون ماشالله دیگه خانومی شدی برای خودت ولی وجدانی حالا بیا کفشاتو با عمو دون عوض کن چی میشه[نیشخند][نیشخند][نیشخند]من که از این کفش خوشگلا ندارم.بارسالم یه کفش قهوی رنگ داشتی فکر کنم از این رنگ خوشت میاد مثل عمو[مغرور] میترا خانوم خوشحالم که موفق شدی...

خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول

همیشه خوش باشید انشااله. یلداتون هم هرچند گذشت ولی مبارک باشه[ماچ] این دخملو هم مثل همیشه عالی عالی بود بخصوص این خوشمزه خوردناش[ماچ]

مامان یاسمین زهرا

وووووووووووووووووووووووووووووووی چقدر تژلو عکس کاربریت نانازه

بهناز

کامنت من کوششش؟