کارِ بد

امروز در یک تصمیم ناگهانی دیگر، بعد از حمام کردنِ دخترک، وقتی موهای بلندش هی توی چشمش رفت، قیچی برداشته و موهای جلوی سرِ دخترک را کوتاه نمودم. آن هم چه کوتاه کردنی. خدا را شکر که دو ماه تا تولدش مانده وگرنه چه حرصی میخوردم از کارم! (ولی خوب شد چون دیگه موهاش توی چشمش نمیاد. چشماش ضعیف بشه خوبه یا زشت بشه؟!)

/ 9 نظر / 7 بازدید
خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول

امیدوارم کچلش نکرده باشی[قهقهه]

یسنا

اشکال نداره میترا جونمممممممممم! غصه نخور زود زود بلند میشه ایشالا![بغل] فقط قول بده دیگه ازین کارای بد بد نکنی![زبان]

مامان یاسمین زهرا

هههههههههههههههههه به نظرم چمش ضعیف میشد(دور از جونش)بهتر بود[خنده]

عمو امیر

دخترک در هر حالتی خوشگلههههههههههههههه[مغرور]دل ما رو که بردهههههههههههههههههه[مغرور][مغرور][مغرور][مغرور]

امیر

بیایدددددددددددد وبلاگگگگگگگگ کمکمممممممممممممم کنیددددددددددددددددددددددددد[نیشخند]

فریبا

خیلی هم کار خوبی کردی.. کارت درسته، ما هم پشتتیم[بغل]

مرجان

خرابکار[خنده]

تکتم

پیش مامانت که کم نمیاری! ادعات میشه خیلی هم خوب شده ؛))))

یاس

عزیزم تو که میخواستی کوتاه کنی.حالا چرا اینهمه کوتاه آخه مامانی؟