جشن

دیروز توی مهدکودکِ دخترِ نازم جشن بود، از ساعت 15 تا 17. صبح نباید میرفتی مهد که برای جشن خسته نباشی. مامان گلی که مریض بود، مامانی که مثل همیشه گرفتار بود و منم سرکار بودم به خاطر همین تو پیشِ خاله حدیثه موندی. ظهر من از سرکار رفتم مهدکودک و تو هم بابا سروش اومد دنبالت و اومدین مهد. من تو رو ندیدم چون رفتی توی سالن که حاضر بشی. خلاصه کلی منتظر موندم تا همه بچه ها اومدن و جشن شروع شد. وقتی پرده ها رفت کنار و تو رو دیدم که اون بالا نشستی و از دیدنِ این همه آدم شوکه شدی هم خنده ام گرفته بود هم گریه.با خودم گفتم مامانهایی که توی عروسیِ بچه شون گریه می کنن حق دارن. قربونت بشم انقدر بزرگ شدی، از دور که نگاه می کردم انگار بیشتر متوجه بزرگ شدنت می شدم. بعد از چند دقیقه از شوک در اومدی و بعد هم شروع کردین به شعر خوندن. با اینکه یک ماهه رفتی مهد و خیلی نتونستی شعرها رو یاد بگیری ولی بازم کم نیاوردی و تا جایی که یادت بود تکرار می کردی. انقدر بامزه بودین همه تون، یکی خوابش میومد، یکی مامانش و میدید صداش می کرد و دست تکون میداد و... تو هم که یا لباستو میدادی بالا یا ژستی که گفته بودن بگیرین رو تغییر میدادی و.... آخرین برنامه تون شعر میوه ها بود که هر کدوم از بچه ها یه میوه بود فقط خیار دو تا بودن که یکی تو بودی و یکی یه پسر به اسم مازیار. اول تعجب کردم ولی وقتی مازیار شعر خوند فهمیدم چرا دو تا خیار بودین. آخه مازیار جون بلد نبود خوب حرف بزنه و تقریبا هیچی از شعری که خوند رو نفهمیدیم ولی خیلییییی بامزه و شیطون بود. دخترم وقتی اومد شعر خیارشو خوند من دیگه داشتم می مردم از خوشحالی. بعد هم جایزه هایی که گفته بودن براتون بگیریم و دادن بهتون و کلی خوشحال شدین. خلاصه به ما بزرگترها که خیلیییییییی خوش گذشت ولی فکر کنم بچه ها خسته شدن چون یه کم طولانی بود و ساعت بدی بود و همه تون خوابتون میومد. عزییییییییییزمی. عاشقتم.

* چون اولین بار بود که جشن داشتی گفتن من ردیف های جلو نشینم که یه وقت منو نبینی و بهانه نگیری به خاطر همین نتونستم عکس و فیلم خوبی بگیرم ولی بعد عکس هایی که خود مهد گرفت رو برات میزارم.

/ 2 نظر / 22 بازدید
مامان گلی

قربونش بشم [قلب] مادرها روزعروسی دخترهاشون برای این گریه میکنند که خیلی زود دخترها مادرهارا فراموش میکنند[گریه]

بهناز

اخی این همون جشنه بود ؟ خوب کردی ازش نوشتی ....دختر گلت رو از طرف من ببوس ...کاش این جا بودی ...کاش پیش هم بودیم .