مادر بودن شاید یعنی همین, که ساعت 4صبح در حالی که از صدای نفس های بچه ات که به خاطر بینیِ پرش نمی تونه خوب نفس بکشه از خواب بیدار بشی و ناراحت از اینکه اون ناتوانِ برای رفع این مشکلش و هر کاری بکنی دیگه نتونی بخوابی. تا اینکه دل رو به دریا بزنی و با کلی زحمت آروم آروم دماغ دخترک رو بدون اینکه بیدار بشه خالی کنی و وقتی آخرین تلاشت رو می کنی و دخترک راحت نفس میکشه, چنان لبخندی روی لبهات بشینه و لذت ببری که با هیچ چیز نَشه عوضش کرد. آره, شاید مادر بودن یعنی همین.