امروز بالاخره بعد از 9ماه طلسم شکسته شد و کیمیا رو بردم آتلیه عکس گرفتم. عکس ها خیلی قشنگ شد و البته گرون. نمی خواستم خیلی عکس بگیرم ولی وقتی عکس ها رو نشون دادن نتوستم جلوی خودم رو بگیرم و هی انتخاب کردم. 5تا عکس انتخاب کردم برای چاپ. گفت 3هفته دیگه آماده میشه. حتما رو وبلاگ میزارم. دخترکم توی آتلیه خیلی شیطونی می کرد و آروم نبود و عکاس رو اذیت کرد. خانومه عکاس هی می گفت چرا انقدر تکون می خوره, دوربین نمی تونه فوکوس کنه. ما هم هر چی دلقک بازی می کردیم فایده نداشت, ولی عکس ها با نمک شد. فردا یک اتفاقِ جالب میفته, اگه گفتین چی؟؟؟

اینم چند تا عکس از آتلیه ی مامان میترا چشمک

مامان فدای اون انگشتات و لبِ خوشگلت بشه.

قربونت بشم که اینجوری با دقت داری بررسی می کنی, عشق من

پ.ن1: امروز کیمیا 2,3 بار پی پی کرد و پی پی اش یه کمی شل بود, منم که حساااااااااااس, یک سکته ی ناقص زدم و سریع بردمش دکتر. دکتر گرامی هم گفتن که چیزی نیست دختر جان برو خجالت بکش به این که نمی گن اسهال. چون بچه داره آنتی بیوتیک میخوره اینجوری شده. و خیالمان راحت گردید.

پ.ن: خدا رو شکر دست فرمون باباسروش (همسری) خوبه وگرنه تا الان مرده بودیم. امروز بعد از اینکه گفتم فکر کنم کیمیا اسهال شده چنان آرتیستی ما رو رسوند دکتر که بیا و ببین. ترسیده بود شوهرکم.