دیروز (06-08-90) مامانِ گلم (مامان گلیِ کیمیا) برای دندون های کیمیا یک جشنِ کوچولو گرفت. دستش درد نکنه. خیلی زحمت کشید. خیلی خوش گذشت. جای همه خالی. کادوهای کیمیا (یادم رفت از همه اش عکس بگیرم)

دایی ها: لباس - شیشه ی شیر

مامان گلی و باباجون: صندلی غذا

مامانی و بابا بهروز: پول

مامان و بابا: هیچی (بعدا براش می گیریم)

از ظهر مهمونی به صرف نهار شروع شد و بعد با میوه و کیک و آشِ خیلی خیلی خوشمزه تموم شد. اینم تعدادی از عکس ها:

عجب میزی چیدم! چشمک

کیکی که مامانِ گلم درست کرده بود (مثلِ همیشه عاااااااااالی بود)

انار رو بابا سروش برای کیمیا دون کرد

عجب آشی بود. نامردا یک قابلمه ی گنده رو پخش کردن بین همسایه ها

اینم موش کوچولوی مامان در حال بازی با بادکنک های جشن (جنسِ بادکنک ها خیلی خوب بود چون کیمیا هر چی فشارشون می داد نمی ترکید)

بقیه در ادامه ی مطلب...

 


تمامِ میز رو بهم ریخت

اینم دوست های کیمیا: از راست تینا- سارینا- رهام

کیمیا با کادوش (صندلی غذا) و آش و باباجونی که نگرانِ کیمیا آش رو بریزه!

وسطِ مهمونی کیمیا خوابش برد و من از فرصت استفاده کردم!