دخترکم از دیروز خیلی حالِش خوب نیست. نمی دونم چی شده. صورتش گل می ندازه, چند بار بالا آورده, بی تابی می کنه. خوب غذا نمی خوره. نمی دونم بقیه ی دندوناش داره در میاد یا مریض شده. ولی با این حال شیطونی هاش رو می کنه. راستی فردا قرار شد مامانم اینا بیان اینجا که با مادرشوهر و پدرشوهر یک جشنِ کوچولو برای دندون های کیمیا بگیریم. اول می خواستیم بزرگ بگیریم و همه رو دعوت کنیم ولی من پشیمون شدم.

این چیه؟؟؟

در بیارم ببینم چیه!

بقیه عکس ها در ادامه ی مطلب...


کیمیا کجاااااااااااایی؟

اونجا چیکار می کنی؟

بابام داره تلاش می کنه حرصِ منو در بیاره تا من داد بزنم و مامان از دندونام عکس بگیره!

آآآآآآآآآآآآی... چیکارم دارین؟ (بالاخره از دندونم عکس گرفتن)

ای بابا! این چیه گذاشتین رو سرم؟

الان درش میارم!

چرا در نمیاد؟

آها! داره در میاد

تو از کجا پیدات شد. کلاهِ بی تربیت. دوسِت ندارم.

پ.ن: این کلاه رو مامان میترا وقتی راهنمایی بوده بافته لبخند