خوشگلِ مامان، هر روز بیشتر عاشقت میشم و از اینکه دختر دارم خیلیییییی خوشحالم. بازی های دخترانه، دلبری هات، حرف زدن هات و... عاشقِ همه شونم.

این لباس رو خودم برات دوختم. البته اون چیزی که می خواستم نشد ولی مهم اینه که تو حسااااابی کیف کردی. واسه خودت یه پا عروس شده بودی. مخصوصا وقتی بابا سروش برات دسته گلِ واقعی خرید و داد دستِت، دیگه از خود بی خود شدی. چند ثانیه مکث کردی و هیچی نگفتی، فقط به دسته گل نگاه می کردی. بعد شروع کردی بابا رو بوس  کردن و دستِت رو مینداختی دورِ گردنش. اون حالِت قابلِ وصف نیست، خیلییییییییییی خوشحال شده بودی. توی عروسی هر کی ازت می پرسید داماد کو؟ می گفتی بابا سروشم نیومد عروسی. فدای تو بشم که بابا سروش دامادِ تویه 

توی عروسی هم انقدر رقصیدی و دلبری کردی که همه عاشقت شدن.

خیلیییییییی دوسِت دارم دخترِ نازم قلب