دخترِ ناز و شیرین زبونِ مامان، انقدر حرف میزنی و دلبری میکنی که میخوام درسته بخورمت. اینم یه چشمه از حرفهات:

- واااای چه بوی خوبی میدی مامان، چقدر اِسپِرِسِت خوشبویه (من اسپری بدن زده بودم نیشخند)

-می خواستیم بریم پارک گفتم بیا لباس هات رو عوض کن، اینا کثیف شده، قبول نکرد و هی بهانه گرفت، بعد با عصبانیت گفت اصلا کثیف بریم پارک، تیپ نزنیم.

- کیمیا رو به من: قربونِ دستهای کوچولوت بشم، مامانِ خوشگلم، خیلی دوسِت دارم. قلب

- من: پاشو بریم مهدکودک   کیمیا: پاشو نریم تعجب نیشخند

- پَشَره نیش زده باید آینه ش کنم (پشره=پشه + حشره) (آینه= معاینه)

- صبح که بیدار میشه منو صدا می کنه میگه پاشو مامان جون، صبح شده هوا روشن شده. بعد هم سراغِ باباشو میگیره که کجاست.

- شب که میخواد بخوابه 4تا کتاب میاره باید بخونم، 2 تا قصه بگم، تمامِ بدنش رو ناز کنم و قلقلک بدم و... فیلمی داریم با این فسقل خانم

- میخوام برم کلاس میگه نرو، آخه تو بری کلاس من دلم برات تنگ میشه ماچ

- یه روز از کلاس برگشتم بدو بدو اومد پیشم گفت بیدار شدم دیدم تو نیستی گریه کردم، اشک اومد توی چشمم. گفتم مامان فخری و بابا سروش که بودن، گفت آره ولی تو که نبودی قلب

- یه روز توی پارک گفت باهام قهرِ، گفتم تقصیرِ منِ که یکسره دنبالت میام که بازی کنی و تاب بخوری حالا میگی قهری، چند ثانیه مکث کرد و گفت اصلا من دیگه تو رو لازم ندارم. تعجبکلافه

- مِسکاک زدم (مسواک)

- من داجوگرم (جادوگر)

- سوکس (سوسک)

- امیر کبود (عنکبوت)

- عَبَق (عقب)

- مُفتَلِخ (مختلف)

- وقتی شبها پشتم رو می کنم بهش میگه رو به تو بکن به من ( رو تو بکن به من)

- دیشب گفت دستم رو قلقلک بده، بعد از اینکه کارم تموم شد گفت زانوشو قلقلک ندادی!! من گفتم کجاشو؟ آرنجِ دستش رو نشون میده میگه اینجا، زانوی دستم رو قلقلک ندادیخنده

- وقتی کارِ بدی می کنه و من با صدای بلند و عصبانیت باهاش حرف می زنم بهش برمیخوره میگه مامان چرا اینجوری با من حرف میزنی؟ چرا عصبانی میشی؟ اخم نکن، بخند قلبماچ

عااااااااااااااااشقتم دخترِ نازم