سال 93 رو با مریضیِ عجیبِ کیمیا و شلوغی توی کار و کلاسِ جدیدی که میرم شروع کردم. خیلی با خودم فکر میکنم کارهایی که انجام میدم یا تصمیماتی که میگرم درست هستند یا نه، خیلی وقتها کم میارم و باز فرداش امیدوار میشم ولی نمی دونم آخرش چی میشه. فقط امیدوارم که این همه شلوغی، بدو بدو، خستگی، نرسیدن به خودم و زندگیمو و خانواده هام یه نتیجه ی مثبت داشته باشه... امیییییدوارم لبخند