- وقتی میرم برای دخترم کفش بخرم و طاقت نداره به مغازه برسیم و بعد هم که می رسیم اولین کفشی که می پوشه با همون یه لنگه ای که پوشیده شروع می کنه به راه رفتن و میگه بریم همین خوبه و بعد از خرید کفش کلییییییییی پیاده راه میره به ذوق کفش جدید

- وقتی میاد خونه و بدو بدو لباس هاش رو در میاره و میره جوراب شلواری که تازه براش خریدم می پوشه و میاد توی آشپزخونه با یه برقِ خوشگل تو چشماش بهم نگاه می کنه و منتظرِ ابراز احساساتِ منِ، منم محکم بغلش می کنم و قربون صدقه ش میرم

- وقتی صبحِ زود به خاطرِ جشنی که توی مهد دارن راحت از خواب بیدار میشه و با ذوق حاضر میشه میره مهد کودک

و...

خیلی لحظات هست که من خیلییییی ازشون لذت می برم ولی قابل ثبت با دوربین و چیزهای دیگه نیست و فقط باید توی قلبم ثبت بشن.