دخترکم از وقتی وارد 6ماهگی شدی هر روز یک تغییری می کنی و یک کار جدید انجام میدی. انگار رفتی روی دور تند. لبخند 1هفته است که وقتی ناراحتی شروع می کنی به غر زدن و یه چیزی توی این مایه ها میگی " اب ابو م م بو بو".

از 3روز پیش هم خودت رو به شکل های مختلف تکون می دی و میری جلو تا به اون چیزی که می خوای برسی. از 2روز پیش هم وقتی بغل کسی هستی و من و مامان گلی می گیم بیا، سریع می خندی و خودت رو میندازی توی بغل ما. قربونت برم که هر روز داری شیرین تر می شی. خیلی بیرون رفتن رو دوست داری و به غریبه ها می خندی. با قطره ی آهن مشکل داری. البته نه توی خوردن قطره. وقتی قطره رو میخوری نا آروم می شی. دکتر گفت فعلا بهت ندیم. غذا رو خوب می خوری. سوپ و طالبی و سرلاک رو خیلی دوست داری. به چایی هم شدیدا علاقه نشون می دی ولی من بهت نمی دم. خودت رو برام لوس می کنی و ... 1000 تا کار قشنگ دیگه.

پ.ن1: دیروز با مامان گلی و بابا جون و دایی مهرداد رفتی خونه ی خاله. بدون من. دختر خوبی بودی. ماچ

پ.ن2: اینم عکس دخترم با لباس پسرونه نیشخند