سلااااااااااااااااااااااااااااااام ما اومدیم با گزارش تولد

امسال چون اولین تولد کیمیا بود دوست داشتم یه مهمونی بگیرم ولی از طرفی هم با خودم گفتم هنوز خیلی کوچولویه و چیزِ زیادی از تولدش نمی فهمه, پس تصمیم گرفتم یه مهمونیِ کوچولو بگیرم. با خودم گفتم از فامیل اگه یه تعداد رو بگم و بعضی ها رو نگم دلخوری پیش میاد پس مهمونام شدن خانواده ی خودم و سروش و 2تا از دوستام که باهاشون خیلی صمیمی هستم و میشن خاله های کیمیا. کلا 14 نفر میشدیم, که کیمیا و آوا (دختر دوستم) بچه های مهمونی بودن.

نخواستم امسال خیلی مفصل جشن بگیرم و مثل بقیه مثلا تم زنبور و کفشدوزک و... داشته باشم. گفتم اونا باشه برای 3 یا 4 سالگیش. یه تولد ساده و کوچولو به شرح زیر:

ظهر روز تولد کیمیا در حال بازی

موبایل مامان سروش رو زد زمین بعد هم داره درست می کنه

 


کیمیا رو خوابوندم و سالاد الویه هایی که برای اولین بار خودم درست کرده بودم تزئین کردم

این هم از پذیرایی مختصر ما. اون گل های رز روی میز رو مامانم برام آورد. و اون گلدون های روی اپن رو روز قبل از تولد برای کیمیا خریدم

اینم خوشگل خانم من که لاغر شده

کیمیا و دایی مهرداد

کیمیا و دایی مسعود. دایی مسعود داره براش میوه پوست می کنه

شام مختصر که سالاد الویه و خوارک لوبیا و ژله بود

کیمیا نشسته توی کادویی که مامان بابای سروش براش آوردن. اون خانم کوچولو هم آواست

اینم از کیک که توی عکس بعدی می بینین کیمیا چه بلایی سرش آورده

رفته بود سراغ کادوهاش و داشت بررسی می کرد

کادوی خاله حدیثه و عمو مهدی. اسم عروسکِ اسکندرِ نیشخند خیلی با مزه است

خاله سمانه و عمو مهران هم پول دادند

کادوی مامان و بابای سروش

کادوی دایی مسعود

سمت راستی تربچه کادوی دایی مسعود و سمت چپی سیب زمینی کادوی دایی مهرداد. خیلی دوسشون دارم

زنجیر کادوی مامان بابای من. پلاک رو وقتی به دنیا اومده بود دادن

من و سروش هم هیچی براش نخریدیم نیشخند

اینم دایی مهرداد زحمت کشید و درست کرد و مهمون ها روی اون ابرها یادگاری نوشتن و بعد چسبوندم این رو. البته هنوز کامل نشده.

اینم از آشپزخونه بعد از رفتن مهمون ها نیشخند

به من که خیلی خوش گذشت امیدوارم به مهمون ها هم خوش گذشته باشه و از همه اشون تشکر می کنم. به عنوان یادگاری یه عکس از کیمیا به مهمونا دادم که بعدا عکس رو میزارم ببینین