وااااااااااااااااااااای جیگر مامان راه رفت... نه دوید... امروز خونه ی مامان گلی بودیم و همه بودن, کیمیا هم فکر کنم به خاطر اینکه دور و برش شلوغ بود هیجانی شد و شروع کرد به راه رفتن. البته ازا دیروز راه میره ولی امروز خیلی زیاد راه رفت. هی میفتاد و دوباره تلاش می کرد و بلند می شد. انقدر هیجان زده شده بود که می دوید. مسیر راه رفتنش هم طولانی تر شده. فدااااااااااااش بشم. چقدر شیرینِ این لحظات