دختر کوچولوم خیلی ددری شده. 2روز توی خونه بشینه حوصله اش سر میره. دیشب شروع کرده به غر زدن هر کاری هم کردیم ساکت نشد. مامان بابام و داداشم ساعت 12 شب حاج خانوم رو بردن پارک. مامانم میگه یه دست و پایی می زده و ذوق می کرده. مثل اینکه تاب و الاکلنگ سوار شده فسقلی. خلاصه حسابی بهش خوش گذشته. لبخند